عيد فطر

عيد فطر

عيد است و دلم خانه ي ويرانه بيا

              اين خانه تكانديم ز بيگانه بيا

                           يك ماه تمام ميهمانت بوديم

                                       يك روز به مهماني اين خانه بيا

 

                                                       در غروب رمضان طلوع عيد اميدي دوباره است

سفارش‏های اخلاقی ـ تربیتی حضرت علی علیه‏السلام به فرزندش امام حسن مجتبی علیه‏السلام:

مولود

سفارش‏های اخلاقی ـ تربیتی حضرت علی علیه‏السلام به فرزندش امام حسن مجتبی علیه‏السلام:

  • بدان که دل نوجوان، مانند زمینی آماده، پذیرای هر بذری است. (پس بکوش تا بذر عشق و ایمان در آن بکاری)؛ و گرنه سرزمین وجودت، در محاصره نااهلان قرار می‏گیرد.
  • پسرم! همانا تو را به ترس از خدا سفارش می‏کنم که پیوسته در فرمان او باشی و دلت را با یاد خدا زنده کنی و به ریسمان او چنگ زنی. چه وسیله‏ای مطمئن‏تر از رابطه تو با خداست؟
  • دلت را با روح اندرز، زندگی ببخش و انگیزه‏های ناروا و هوا و هوس را از سرزمین وجودت با نیروی زهد و تقوا بیرون کن و بدان که اقامت‏گاه اصلی و همیشگی‏ات، آخرت است. پس هرگز آخرتت را به دنیا مفروش.
  • در راه خدا و زنده نگه‏داشتن ارزش‏های الهی به‏پا خیز و در این راه، از ملامت هیچ سرزنشگری مهراس.
  • جان خویش را به زیور صبر بیارای و بدان که تحمل و صبر در راه حق، بسیار دل‏نشین و زیباست.

همواره با خوبان و خیراندیشان هم‏نشین شو، تا از آنان شوی و از بدان و بدکاران بپرهیز، تا از شمار آنان نباشی

پرسش:  عدد 110 چه ربطي با حضرت علي (ع) دارد؟

پرسش:  عدد 110 چه ربطي با حضرت علي (ع) دارد؟

پاسخ:  صد و ده (110) به حساب حروف ابجد مطابق نام علي (ع) است. و هيچ ربطي به شخص حضرت علي (ع) ندارد بلكه فقط نام علي به حساب حروف ابجد صد و ده مي شود.

 حروف ابجد عبارتند از: اَبًجُدً ـ هُوُّزْ ـ حْطّي ـ كَلَمُنً ـ سُعًفَص ـ قَرُشَت ـ ثَخِّذْ ـ ضَظِغْ

 حساب ابجد عبارت از

  الف = 1، ب = 2، ج = 3، د = 4، هـ = 5، و = 6، ز = 7، ح = 8، ط = 9، ي = 10، ك = 20، ل = 30، م = 40، ن = 50، س = 60، ع = 70، ف = 80، ص = 90، ق = 100، ر = 200، ش = 300، ت = 400، 3 - 500، خ = 600،    ذ - 700، ض = 800، ظ = 900، غ = 1000

 بنابراين نام علي مساوي با 110 است زيرا "ع" مساوي با 70 و "ل" مساوي با 30 و "ي" مساوي با 10 و جمع آن 110 است.

 در زمان هاي سابق در بعضي از جاها كه شيعيان درحال تقيه بودند و نمي توانستند به طور علني نام حضرت  علي (ع) را ببرند به نمك قسم ياد مي كردند و منظورشان علي (ع) بود زيرا نمك به حساب ابجد مساوي با 110 است.

حضرت خضر (ع) و ماجراى زندگى او

حضرت خضر (ع) و ماجراى زندگى او

مهدي

  در قرآن مجيد به صراحت نامى از حضرت خضر - عليه السلام - نيامده، ولى طبق روايات متعدد، منظور از آيه 65 سوره كهف (كه مربوط به داستان موسى و مرد عالم است و قبلاً در زندگى موسى - عليه السلام - ذكر شد) حضرت خضر - عليه السلام - است، كه خداوند او را در آيه مذكور چنين توصيف كرده است:«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيناهُ رَحْمَة مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً؛ موسى و يوشع، در آن جا بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت و موهبت عظيمى از سوى خود به او داده، علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.»بنابراين خضر مطابق اين آيه، از بندگان خاصّ خدا است كه مشمول رحمت مخصوص الهى بوده از جانب خداوند علم لدنّى داشت.مطابق پاره‏اى از روايات، نام او «تاليا بن ملكان» بود، و خضر لقب او است، زيرا خضر به معنى سبزى است و او هر كجا گام مى‏نهاد به بركت قدومش زمين سرسبز مى‏شد.از بعضى از روايات استفاده مى‏شود كه او از پيامبران بود، چنان كه در بعضى آيات سوره كهف (مانند آيه 82 كهف: «ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِى» و مانند آيه 80 «فَأَرَدْنا» اين مطلب را تأييد مى‏نمايد.)و طبق روايات متعدّد، حضرت خضر - عليه السلام - از يك عمر طولانى تا قيامت برخوردار است و هم اكنون زنده مى‏باشد.[1] او از ياران ذو القرنين بود كه در شرح حال ذو القرنين ذكر خواهد شد.

و از امام باقر - عليه السلام - نقل شده فرمود: «خضر - عليه السلام - پيامبر مرسل بود، خداوند او را به سوى قوم خود فرستاد، او آنها را به توحيد و ايمان به پيامبران و رسولان و كتابهاى آسمانى دعوت كرد و معجزه او اين بود كه در هر كجا از چوب خشك و زمين خالى از گياه مى‏نشست، آن چوب و زمين، سرسبز و خرّم مى‏شد. از اين رو او با اسم خضر (كه به معنى سبز است) ناميده شد.او از نوادگان حضرت نوح - عليه السلام - بود، و سلسله نسب او را چنين نوشته‏اند: «تاليا بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح.»[2]در رابطه با حضرت خضر - عليه السلام - روايات و داستان‏هاى بسيارى در كتب حديث ما آمده، كه اگر گردآورى شود، كتاب قطورى خواهد شد. به عنوان نمونه در اين جا نظر شما را به ۱۱ ماجرا از زندگى آن حضرت جلب مى‏كنيم:

ادامه نوشته

پرسش؟

انتظار

پرسش؟

 1- بهترين عمل فردي در دوران غيبت براي پيش انداختن وتعجيل فرج امام زمان«عليه السلام » كدام است ؟ بهترين عمل جمعي ؟

پاسخ:  -  اولا  در اصلاح  نفوس خودمان  بكوشيم  و به اخلاق  نيك آراسته  شويم  و به وظايف  فردي  خودمان   عمل كنيم  و احكام  و دستورات قرآن  را به كار  ببنديم طهارت و پاكدامني يعني :  در اثر  نگاه داشتن نفس  از شهوات حرام روح  طاهر  و پاك گردد به اين معنا  كه هر گاه  نفس خواست سركش شود و به طرف   محرمات روي  آورد بايد در مقابل او مقاومت  نمود  و خود را حفظ  كرد، چنانكه  حضرت   امير المومنين« عليه السلام »    مي فرمايد : { الصبر  علي الشهوت  عفّه } يعني :  «مقاومت  در برابر شهوتها  عفت  و پاكدامني است » 

 كليد سعادت  و خوشبختي عبارت است : 

 1-  تقوي

2- تزكيه  نفس مهمترين دستوروعمل براي رسيدن به هدف متعالي  تحصيل تقوي  و تزكيه  نفس است، كه تمامي  انبياء «‌عليه السلام » براي عملي ساختن  آن در ميان امتها  فرستاده شدند ، چنانكه  قرآن  مي فرمايند:  « پروردگارا در ميان   آنها پيامبري  از خودشان برانگيزتا آيات تو را   بر آنان  بخواند  و آنها را كتاب و حكمت بياموزد  و تزكيه شان كند.  زيرا؛  تو توانا  و حكيم  هستي .

 در محضر  پروردگار  هر گاه   انسان   حقيقتا دانست  كه خداوند متعال  حاضر و ناضر او است  و در هر لحظه  در منظر ديد  خداوند  و در محضر  پروردگار  قرار دارد تمام   كردار و گفتارش در جهت  صحيح  قرار مي گيرد  ...

ادامه نوشته

بيا صاحب اين بيرق و اين مجلس و اين پرچم و اين مجلس روضه

بيا صاحب اين بيرق و اين مجلس و اين پرچم و اين مجلس روضه

صلوات

عصر يك جمعه دلگير دلم گفت بگويم كه چرا عشق به انسان نرسيده است؟

چرا آب به گلدان نرسيده است؟ چرا لحظه باران نرسيده است؟ و هر كس كه در اين خشكي دوران به لبش جان نرسيده است؟

به ايمان نرسيده است و غم عشق به پايان نرسيده است؟

بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد كه هنوزم كه هنوز است چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيده است؟ چرا كلبه احزان به گلستان نرسيده است؟

دل عشق ترك خورد، گل زخم نمك خورد، زمين مرد، خداوند گواه است، دلم چشم به راه است و در حسرت يك پلك نگاه است...

ولي حيف نصيبم فقط آه است و همين آه خدايا برسد كاش به جايي، برسد كاش صدايم به صدايي...

عصر اين جمعه دلگير وجود تو كنار دل هر بي دل آشفته شود حس، تو كجايي گل نرگس؟...

 

ادامه نوشته

منظور از «مهدويت» چيست و از چه زماني آغاز شده است؟                           

منظور از «مهدويت» چيست و از چه زماني آغاز شده است؟مهدويت                          

اعتقاد به «مهدي موعود»  مسئله اي است كه در تمام اديان و مذاهب اسلامي اعم از كليميت، مسيحيت، مجوسيت، وثنيت، اسلام و ... مطرح بوده و هست. بدين معني كه در آخر الزمان مصلحي ظهور خواهد كرد و به جنايت ها و خيانت ها و تبعيض هاي بشر خاتمه خواهد داد.

آري اعتقاد به مهدي نه تنها يك باور اسلامي است بلكه عنواني مي باشد براي خواسته ها و آرزو هاي همه ي انسانهاي دردمند و ستمديده با كيش و مذاهب گوناگون و بازده الهام فطري مردم است و با همه اختلافاتي كه در عقيده و مذهب دارند دريافته اند كه براي انسانيت در روي زمين روز موعود و انسان موعودي خواهد بود كه با ظهورش هدف نهايي اديان الهي تحقق يافته و مسير آن بدنبال رنجي بسيار همواري و استواري لازم را مي يابد.

اگرچه غيراز قرآن مجيد تمامي كتاب هاي آسماني ديگر دستخوش تحريف شده اند اما با اين وجود جملاتي از دستبرد ديگران مصون مانده است كه در آنها از آمدن «مهدي موعود»  و مصلح جهاني گفتگو شده است و به صورت پيشگويي و مربوط به آينده است و مضامين آن در قرآن و روايات متواتر وارد شده است از جمله روايات متواتري كه به ظهور «مهدي موعود» وعده داده حديث معروف نبوي كه فرمودند:« اگر از عمر دنيا يك روز بيش باقي نمانده باشد ، خداوند آن روز را طولاني كند تا مردي از امت و خاندان من كه نامش نام من است ظاهر شود وزمين را از عدل و داد پر كند چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد.»

                                                                    يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عج) –عليرضا رجالي تهراني